باور کن

دوستت دارم

می خوام که اینو باور کنی

حتی با این دستای خالی

/ 34 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیدا

درود. چشم ها پرسش بی پاسخ حیرانی ها دستها تشنه ی تقسیم فراوانی ها با گل زخم سر راه تو آدین بستیم داغ های دل ما جای چراغانی ها حالیا دست کریم تو برای دل ما سر پناهی است در این بی سروسامانی ها وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی ای سر انگشت تو آغاز گل افشانی ها فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید فصل تقسیم غزلها و غزلخوانی ها سایه ی امن کسای تو مرا بر سر بس تا پناهم دهد از وحشت عریانی ها چشم تو لایحه ی روشن آغاز بهار طرح لبخند تو پایان پریشانی ها......... ....................................................داشتنت تکرار نشدنی ست. ایام به کام و بدرود.

شیدا

درود. قحطی دوست می آید ، نه هفت سال که هفتصد سال .....! در سیلوی ذهنم ذخیره و پنهانت می کنم ، بگو کنعانیان منتظر نباشند ، تقسیم شدنی نیستی حتی اگر یعقوب بیاید....! ایام به کام و بدرود.

طوفان

سلام خوبی ببخشید اصلا تو نت نمیام میخواستم بیام واسه اونشب یهو رفتم ازت معذرت بخوام ببخشید تو خوبی؟

همثانیه

سلام نیم دونم کجا هستین کم پیدایین

ترانه

دوست داشتن نیازی به دستهای پر ندارد .. قلبت باید مالامال از عشق باشد ..[گل]

ترانه

آدرس دیگه ای ازت ندارم .. کجایی؟؟

SiNA Hp

سلام... مرسی که هنوز به یادم بودی... خوش باشی[گل][گل][گل]

ورامین نامه

سلام وقت بخیر وبلاگ خوبی داری خوشحال میشم به سایت ما هم سری بزنی هم تو وبلاگت لینکش کنی تا دیگران بیشتر با شهر ما آشنا بشن هم توش عضو بشی و از امکاناتش استفاده کنی