کسی یادش نیست

چرا همه قبل از رفتن حسین (ع) سیاه می پوشند... عزا می گیرند...هیئت می زنند؟!!

ولی بعد از رفتن او بساط جمع می کنند... سیاه بدر می کنند... و باز هم حسین می ماند و اهل بیتش!!

درست زمان شروع همدردی همه چیز تمام می شود!

مگر نه اینکه محرم یعنی حسین؟.... پس چرا فقط 10 روزش را شناخته ایم؟!

 

آنجا را نمی دانم

اما اینجا کسی یادش نیست که یک پسر 6 ماهه برای چشیدن قطره ای از زندگی، جان داد!

حالا رباب دیگر علی اصغر ندارد که خنده هایش را ببیند و برایش لالایی بخواند !

 

اینجا کسی یادش نیست یک دختر 3 ساله چه دردی کشید با دیدن سر بی بدن بابا !

 

می دانید داغ برادر یعنی چه؟ .... من که نمی دانم

اما زینب خوب می داند!

 

اینجا کسی یادش نیست عمو عباسی هم بود که بخاطر یک مشک از علقمه

خود را فدای خاندان خورشید کرد!

حتما فرزندان عباس به پدرشان افتخار می کنند!

 

72 لاله تکه تکه شد و سرهای باارزش آنها بالای تیغ نیزه ها رفت!

و چه چشمان معصومی که با اندوه نظاره گر بودند!

اما کسی یادش نیست!

 

چرا کسی یادش نیست که دیگر سالار نداریم؟

 

آنجا را نمی دانم

اما انگار اینجایی ها در خواب رفته اند!

دیگر صدایی از آنها به گوش نمی رسد!

 

اکنون که اهل بیت حسین دلداری می خواهند

همه خاموشند!

کم کسی که نبوده.... حسین بوده!

 

آنجا را نمی دانم

اما گویی اینجا دیگر محرم نیست!

نمی دانم جواب فاطمه (س) را چه کسی می دهد؟

--------------------------------------------

پ ن:

دیروز داشتم این متنو می نوشتم. واقعا برام سوال شده بود که چرا بعد از شهادت امام حسین دیگه کسی توی کوچه ها عزاداری نمی کنه!

شبش خواب دیدم رفتم توی یکی از محله های پایین شهر! مردم اونجا چنان هیئتی راه انداخته بودن که دل آدمو می برد. تا حالا مثل اون هیئت رو هیچ کجا ندیده بودم!

اینقد خوشحال شده بودم که خدا می دونه. خیالم راحت شده بود که هنوزم حسین (ع) عزادار داره.

 

الانم دلم می خواد اشتباه کرده باشم و "کسی یادش نیست" ی که نوشتم صحت نداشته باشه.

 

/ 41 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باشو

سلام عزیزم بیا که نهارباهم بخوریم بسه چقدرمیخوابی؟[قهقهه][گل][گل]

داوود

درود بر شما...دلنوشته هایتان بسیار دلنشین است...قلمتان پردوات... عمرتان جاوید و دلتان شاد...[گل]

حرف دل

سلام با مطلب : چرا به مردم نمي‌گوييد من مظلوم هستم... منتظر حضور سبزتان هستم . حرف دل

سید علی انتظار

تا به حال شده اعمالی ازتون سر بزنه که موجب فخر فروشی شیطان بشه و یا اینکه موجب رضایت خدای عزوجل؟ یه چیزهایی رو دیدم و می نویسم که طاقت محبوس کردنشون رو تو سینه ندارم! همچنان از منتظرانم...

سکوت

خیلی زیبا بود قالبتون حرفاتون و همه چی التماس دعا به امید ظهورش

مهرشاد

اگه دنیا دست من بود مینوشتم سرنوشتو واسه ی تولد تو هدیه میدادم بهشتو اگه دنیا دست من بود عاشقی تنهانمیموند دیگه هیچ کسی تودنیا ازغم وغصه نمیخوند اگه دنیادست من بود...اگه دنیادست من بود...اگه دنیادست من بود... واسه چشمای توکم بود!!!!!

طوفان

سلام با معذرت

مهرشاد

یـــــه روز به حرفم میرسی..امـــروزویـــادت بــــمونه...رفتنی مــــیره مـــیدونم محـــاله یـــارت بمونـــه...............نارفیق بودی برام آهــــای رفیق بامرام...زخم کاری تم نذاشــته بــــال پروازی برام...دلـــتم خنک بشه..پره دســــتم جای تیغ ....ضــــربه ی آخــــرتم به هــــدف خورده دقیق[گل][لبخند][لبخند]

مهرشاد

سلام"دل خیلی چیز عجیبیه به یکی که عادت کنه دیگه نمیتونه فراموشش کنه...اگه قرار بود پیشم نییای خب نیا اما این دلمو باچی ساکت کنم؟؟؟؟؟؟!!!!!!!(حرف دلم بودا)[دلشکسته]

ترانه

[گل][گل]